نمیدونم چرا حس و حال نوشتنمو از دست دادم هر چند قبلنا هم زیاد خوب نمینوشتم ولی حداقلش دلم خالی میشد
شایدم این نوشته با اونیکی نوشته هام فرق میکنه
شاید دلم نمیخواد احساساتشو داد بزنه.چون این حس خیلی خاصه تو دل میمونه و اصلا نمیشه توصیفش کرد
سدنای من تنها کسی که منو مادر و همسرمو پدر کرد و تنها کسه که مارو پدر و مادر صدا میزنه.
واقعا تا پدر و مادر نشی پدر و مادرتو درک نمیکنی.
جگرگوشه یه مادر فقط بچش میتونه باشه تنها دلنگرانی هاش فقط واسه بچشه .
عزیز ترینم دختر کوچولوی من فرشته کوچولو ته دلم اشوبه وقتی به بزرگ شدنت فکر میکنم فقط به خدا میسپارمت خودش مراقبت باشه.
دوستت دارم یه دنیا
خوشی ها و دلگیری ها...ما را در سایت خوشی ها و دلگیری ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53