خوشی ها و دلگیری ها

خرید بک لینک
هنوز خستگی عروسی ولم نکرده به زور اومدم سرکار چون شدیدا بی خوابم و خستم.از یه طرف امروزم مرخصی نگرفتم به دلیل اینکه اقای پدر و خانوم مادر رفتن مسافرت و امروز شدیدا دلتنگ اینم که بعد از مدرسه کجا برم چکار کنم خواهری پیشنهاد داده برم خونشون ولی نمیتونم معذب میشم البته یخورده. از طرفی برادر شوهر و جاری عزیزم امروز راهی ماه عسل شدن و مادر شوهرم چشم به راهمه.کلا طرفدارام زیادن.عروس بزرگ بودن هم خوبه ها اول از همه تو دل خانواده ی شوهر جا شدم از طرفی همسر جان به خودشون بیشتر افتخار میکنن ناگفته نماند من هم به خودم افتخار میکنم که 50درصد اگر خودم باعث شدم خوب باشم 50درصدم همسری بساط خوب بودن رو فراهم کردن.دیروز بعد از اوردن عروسمون مادر شوهر قشنگ جلوی 30نفر افراد حاضر سر سفره ی شام بنا بر بحثی که بود اعلام کردن که فقط انتخابشون من بودم و من و بیشتر از عروس دومی دوست دارن منافراد حاضر در جمعاقای شوهرخدایا شکرت خوشی ها و دلگیری ها...ادامه مطلب

ما را در سایت خوشی ها و دلگیری ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 8:43

4مهر 96 بلاخره دخترم به دنیا اومدنمیدونم چرا حس و حال نوشتنمو از دست دادم هر چند قبلنا هم زیاد خوب نمینوشتم ولی حداقلش دلم خالی میشدشایدم این نوشته با اونیکی نوشته هام فرق میکنهشاید دلم نمیخواد احساساتشو داد بزنه.چون این حس خیلی خاصه تو دل میمونه و اصلا نمیشه توصیفش کردسدنای من تنها کسی که منو مادر و همسرمو پدر کرد و تنها کسه که مارو پدر و مادر صدا میزنه.واقعا تا پدر و مادر نشی پدر و مادرتو درک نمیکنی.جگرگوشه یه مادر فقط بچش میتونه باشه تنها دلنگرانی هاش فقط واسه بچشه .عزیز ترینم دختر کوچولوی من فرشته کوچولو ته دلم اشوبه وقتی به بزرگ شدنت فکر میکنم فقط به خدا میسپارمت خودش مراقبت باشه.دوستت دارم یه دنیا خوشی ها و دلگیری ها...ادامه مطلب

ما را در سایت خوشی ها و دلگیری ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 8:43

نمیدونم اول نوشتمو باسلام شروع کنم یا نه؟اخیرا با چندین نوع دنیا اشنا شدم،با بعضیاش از قبل اشنا بودم با بعضیاشم یواش یواش دارم اشنا میشم.دنیای مجازی:اینستاگرام و تلگرام و...که شخصا به اینستاگرام علاقه ای ندارم برای من تلگرام خوب و باصرفه است چون بهترین نوع تبادل اطلاعات کاری شده برام مخصوصا تو این اوضاع که معاونین اجرایی سردرگم موندن.در دنیای اینستاگرام یه عده میان یه پیج واسه خاطرات بچه هاشون یه پیج واسه غذاهاشون و یه پیج واسه تفریحاتشون باز میکنن و فقط عکس میذارن و بعدش یه عده ی دیگه که متشکل از دوستان و اشنایان حقیقی و مجازی هستن لایک میکنن.به نظر من اینکارا مفهومی نداره شایدم خیلیا عاشقشن.شاید به مرور زمان اپلیکیشن های جدید جاشونو با اپلیکشن های فعلی عوض میکنن تا حالا هم وایبر و لاین و... کلا کاربردشونو از دست دادن.واسه من فقط وبلاگ لایک داره.دنیای خود ادم که بهترین دنیاشه که باید به حال خودش رها باشه.بقیه ی دنیاها که اطرافیان توش خواه ناخواه دخالت دارن به نظرم مزخرفترینن. خوشی ها و دلگیری ها...ادامه مطلب

ما را در سایت خوشی ها و دلگیری ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 8:43

یه وقتایی ادم یه کسایی رو دورو برش میبینه باهاشون هم کلام میشه اونوقته که واسه حال و اینده تاسف میخوره که خدایا قراره چی بشیم ما.یه عده یا خودشونو زدن به اون راه یا واقعا اون راهی ان.دانش اموزا به شدت پررو و بی ادب،اولیا از دانش اموزا بدتر.بعضی از مدیرا کلا خودشونو زدن به بیخیالی،بعضی از همکارای محترم کلا اون راهی شدن....!حالا واقعا نمیدونم مشکل از منه یا اجتماع؟از نگاه من بیش از 30% ادمای دنیا خوشی ها و دلگیری ها...ادامه مطلب

ما را در سایت خوشی ها و دلگیری ها دنبال می‌کنید

برچسب: دنیای,وارونه, نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 10:49

وروجک کوچولوی من چند روزی باقی نمونده که نظاره گر خواب هات و گریه هات باشم بیتابم صدای نفس هاتو بشنوم .هرلحظه مراقبم حتی موقع خواب که ذره ای اذیت نشی،اخرین تکون هاتو دارم تجربه میکنم وای که اگه یه لحظه بخوابی دلم میریزه جیگر گوشه ی من بابای مهربونت هر لحظه به فکرته که فقط به دنیا بیای خدا میدونه چقدر ذوق و شوق دیدنتو داره.

خدا میدونه چشات،دماغ کوچیکت،لبای موچولوت چه شکلیه عزیزم.

عاشقتم جوجوی نازم

خوشی ها و دلگیری ها...

ما را در سایت خوشی ها و دلگیری ها دنبال می‌کنید

برچسب: روزهای,پایانی,مسافرت,ماهه, نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 10:49

صفحه بندی